الوقت - با نزدیک شدن به پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم میان ایران و آمریکا، بار دیگر این پرسش مطرح شده است که اگر تهران و واشنگتن تا پایان این ضربالاجل به توافق نهایی نرسند، مرحله بعدی چه خواهد بود؟ در حالی که دونالد ترامپ بارها از «آخرین فرصت» برای توافق با ایران سخن گفته، تجربه جنگ چندماهه دو کشور نشان میدهد که بازگشت به گزینه نظامی برای واشنگتن بسیار پرهزینهتر از آن چیزی است که اظهارات تند رئیسجمهوری آمریکا القا میکند.
واقعیت این است که جنگ نخست حدود ۴۰ روزه و سپس درگیریهای پس از آن، یک مشکل مهم را برای ارتش آمریکا آشکار کرد: مصرف سریع ذخایر مهمات دقیق و موشکهای پدافندی و دشواری جایگزین کردن آنها در کوتاهمدت.
مهمات آمریکا؛ نقطه ضعف جنگ طولانی
گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا (CSIS) پس از مرحله نخست جنگ نشان داد که در ۳۹ روز عملیات هوایی و موشکی، آمریکا در چهار مورد از هفت مهمات کلیدی خود بیش از نیمی از ذخایر پیش از جنگ را مصرف کرده است. برآورد این مرکز این بود که بازگرداندن ذخایر این هفت نوع مهمات به سطح پیش از جنگ، بسته به نوع سلاح، بین یک تا چهار سال زمان خواهد برد.
اما وضعیت پس از ماهها جنگ حتی نگرانکنندهتر شده است. رویترز دو هفته گزارش داد ارتش آمریکا بخش عمده ذخایر جهانی موشکهای دقیق دوربرد خود، از جمله ATACMS و PrSM، را در جنگ ایران مصرف کرده است. همین گزارش از نگرانی درباره آمادگی ارتش آمریکا برای جنگهای احتمالی دیگر خبر میدهد.
در حوزه پدافند هوایی نیز وضعیت مشابه است. بر اساس گزارش رویترز، از فوریه تا ژوئیه حدود ۶۵ درصد ذخیره موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا مصرف شده و موجودی آن به کمتر از ۸۵۰ فروند رسیده است. این موضوع تنها یک مسئله مربوط به جنگ ایران نیست؛ زیرا واشنگتن همزمان باید برای تهدیدهای روسیه، چین و جنگ اوکراین نیز ذخایر کافی داشته باشد.
به همین دلیل ادامه یک جنگ فرسایشی با ایران، هزینهای زیادی برای آمریکاییها دارد که با ذخایر فعلی و ظرفیت تولید کوتاهمدت آمریکا بهسادگی قابل تحمل نیست.
توان موشکی ایران در اوج
واقعیت مهمی که اکنون وجود دارد، فاصله میان ادعاهای دولت ترامپ و ارزیابیهای اطلاعاتی درباره توان موشکی ایران است.
ترامپ در جریان جنگ بارها مدعی شده که توان موشکی ایران تقریباً نابود شده است. اما گزارش رویترز در ماه مارس نشان داد که آمریکا در آن مقطع تنها با اطمینان توانسته بود نابودی حدود یکسوم زرادخانه موشکی ایران را تأیید کند. درباره یکسوم دیگر نیز مشخص نبود که موشکها نابود شده، آسیب دیده یا در تأسیسات زیرزمینی دفن شدهاند.
حتی در همان مقطع، ایران همچنان به شلیک موشک ادامه میداد. گزارش رویترز همچنین به وجود برآوردهایی بین حدود ۲۵۰۰ تا ۶۰۰۰ موشک پیش از جنگ اشاره کرده بود؛ رقمی که نشان میدهد ارزیابی دقیق اندازه زرادخانه ایران از ابتدا دشوار بوده است.
از سوی دیگر، ایران از شبکه گستردهای از تأسیسات زیرزمینی برخوردار است. رویترز پیش از آغاز جنگ از وجود دستکم پنج «شهر موشکی» زیرزمینی شناختهشده در نقاط مختلف ایران خبر داده بود؛ ساختاری که نابودی کامل ظرفیت موشکی ایران را بسیار دشوار میکند.
گزارش مؤسسه خاورمیانه واشنگتن هم نشان میدهد ایران در فاصله میان جنگ ۲۰۲۵ و جنگ ۲۰۲۶ توانسته بود حدود هزار موشک را بازتولید کند؛ یعنی برآوردی در حدود ۱۰۰ تا ۱۲۵ موشک در ماه. همین گزارش میگوید ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل تا ماه مه نشان میداد تولید موشک در برخی تأسیسات باقیمانده و حتی مراکز موقت از سر گرفته شده است.
گزارشهای ماههای بعد نیز از بازسازی سریع زیرساختهای موشکی ایران خبر دادهاند. تصاویر ماهوارهای و ارزیابیهای مقامهای صهیونیستی و غربی هم نشان میدهد ایران در حال بازسازی ورودی تونلها، پایگاههای زیرزمینی و برخی تأسیسات آسیبدیده بوده است.
در واقع شواهد موجود نشان میدهد ایران توانسته بخشهایی از ظرفیت نظامی آسیبدیده خود را سریعتر از انتظار بازسازی کند و همزمان شیوههای بقا، پراکندهسازی و استفاده از زیرساختهای زیرزمینی را بهبود دهد.
سردار «محمدرضا نقدی»، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم روز گذشته در گفتوگو با شبکه پیبیاس آمریکا با تاکید بر قابلیت موشکی ایران تاکید کرد که چگونه میخواهند جلوی ساخت موشک در ایران را بگیرند؟ با وجود ۹۵۰ شهرک صنعتی و هزاران مجتمع صنعتی در کشور، بیش از تیری که اکنون شلیک میکنیم، روزانه موشک تولید میشود و صنعت دفاعی ایران «کاملاً بومی» است.
وی با تأکید بر اینکه تسلیحات دفاعی ایران ۱۰۰ درصد بومی است، افزود: تسلیحات در داخل کشور ساخته و متناسب با نیازهای میدان نبرد توسعه داده میشوند؛ میان جبهه و بخشهای فنی و مهندسی ارتباط مستقیم وجود دارد و «چیزی از خارج وابسته نیستیم که بخواهیم منتظر تمام شدنش بمانیم.»
مشاور عالی فرمانده کل سپاه با بیان اینکه جنگ میتواند سالها ادامه پیدا کند، گفت: تا آخرین روز این جنگ، موشکهای ایران شلیک خواهند شد و این امکان به دلیل تولید مستمر داخلی وجود دارد.
جنگ، برای ایران نیز یک درس نظامی بود
جنگ همچنین نشان داد که ایران توانسته از قابلیتهای نظامی خود برای تغییر محاسبات آمریکا استفاده کند.
یکی از مهمترین نمونهها، شلیک موشکهای بردبلند به سمت پایگاه آمریکایی ـ بریتانیایی دیهگو گارسیا در اقیانوس هند بود. این موشکها به هدف اصابت نکردند، اما استفاده از چنین موشکهایی نشان داد برد عملیاتی ایران میتواند فراتر از برآوردهای قبلی باشد. رویترز گزارش داد ایران دو موشک بالستیک میانبرد به سمت این پایگاه شلیک کرده است.
الجزیره نیز به نقل از یک کارشناس نظامی گزارش کرد که این حمله، در صورت تأیید مشخصات موشکها، میتواند محاسبات پیشین درباره برد موشکی ایران را تغییر دهد؛ زیرا پیش از آن معمولاً برد موشکهای ایران تا حدود ۲ هزار کیلومتر برآورد میشد.
بنابراین جنگ برای تهران یک آزمون بزرگ برای کشف نقاط ضعف، حفظ ظرفیتهای پنهان، بازسازی سریع و تغییر الگوی نظامی بود و تهران نشان داد که توانسته قابلیتهای نظامی خود با درس از جنگ اخیر توسعه و بهبود دهد.
چرا آمریکا به سمت مذاکره بازمیگردد؟
در چنین شرایطی بسیاری از کارشناسان گفتهاند که پایان ضربالاجل توافق آمریکا و ایران الزاماً به معنای آغاز جنگ جدید نیست. اگر آمریکا دوباره وارد جنگ شود، با ایرانی مواجه خواهد بود که تجربه یک جنگ طولانی را پشت سر گذاشته، بخشی از زیرساختهای خود را بازسازی کرده و میداند آمریکا در حوزه مهمات دقیق و رهگیرهای پدافندی با محدودیت مواجه است.
در مقابل، واشنگتن باید همزمان به فکر بازسازی ذخایر تسلیحاتی خود و حفظ آمادگی برای سایر تهدیدهای جهانی باشد. گزارش CSIS درباره زمان یک تا چهار ساله برای بازسازی برخی ذخایر، اهمیت این مسئله را بیشتر میکند.
این فشار نظامی به آمریکا با فشار سیاسی نیز همراه شده است. نظرسنجی رویترز/ایپسوس در اواخر ژوئیه نشان داد تنها حدود یکسوم آمریکاییها از ادامه جنگ با ایران حمایت میکنند و اکثریت معتقدند ترامپ نتوانسته اهداف جنگ را بهروشنی توضیح دهد. در نظرسنجی دیگری در اوایل اوت، تنها ۳۵ درصد آمریکاییها از جنگ حمایت کردند و ۵۸ درصد انتظار داشتند قیمت بنزین بدتر شود.
این مسئله برای دولت ترامپ که در آستانه انتخابات میاندورهای قرار دارد، اهمیت ویژهای دارد. جنگی که قرار بود کوتاه باشد اما ماهها ادامه پیدا کرده، در صورت تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی جدید میتواند هزینه سیاسی بیشتری برای کاخ سفید ایجاد کند.
بنابراین اگر ضربالاجل توافق به پایان برسد، محتملترین سناریو الزاماً «جنگ فوری» نیست؛ بلکه واکنش آمریکا حتمالا میتواند شامل افزایش فشار، تهدید نظامی، تحریم و همزمان تلاش برای دستیابی به یک توافق جدید باشد.
واشنگتن احتمالاً تلاش خواهد کرد از تهدیدات نظامی برای گرفتن امتیاز از ایران استفاده کند، اما ورود دوباره به جنگ تمامعیار با ایران برای آمریکا به معنای پذیرش ریسک مصرف بیشتر ذخایر موشکی، فرسایش پدافند هوایی، افزایش قیمت انرژی و تشدید فشار سیاسی داخلی است.
به همین دلیل به گفته بسیاری از کارشناسان پایان ضربالاجل فعلی میان ایران و آمریکا میتواند آغاز یک مرحله جدید از چانهزنی باشد، نه لزوماً آغاز دور جدید جنگ.
در چنین شرایطی، دیپلماسی برای واشنگتن دیگر صرفاً یک گزینه سیاسی نیست؛ بلکه میتواند راهی برای خروج از یک جنگ پرهزینه باشد. جنگی که ادامه آن به معنای شکست اهداف آمریکاست، مخصوصاً در شرایطی که افکار عمومی آمریکا نیز تمایلی به جنگ با ایران ندارد و انتخابات میاندورهای در نوامبر نزدیک است.
